بایدکسی راپیداکنم که دوستم داشته باشد
...عشق هم نمی خواهم اصلا
...فقط دوستم داشته باشد
انقدرکه یکی ازاین شبهای لعنتی اغوشش رابرای من ویک دنیاخستگی ام بگشاید
....هیچ نگوید
هیچ نپرسد فقط مرادراغوش بگیرد
!بعدهمانجابمیرم
...تانبینم روزهای اینده را...
روزهایی که دیگردوستم ندارد
دیگرمرادراغوش نمیگیرد!
روزهایی که عاشق دیگری می شود
هماناکاری که بایدهنگامی که دراغوش توبودم می کردم
.باید میمردم همان موقع که عاشقم بودی
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۱ ساعت 16:17 توسط رز
|
وَ إِن یَکَادُ �لَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ